دیشب دیر خوابیده بودیم و صبح دیر بیدار شدیم  رفتیم جاسکوی تامان یو. اول یه کم توی مرکز خریدش گشتیم و بعد رفتیم طبقه ی پایینش غذای مالایی خوردیم. مرغ بود و برنج و ... خوشمزه بود  اما کم بود. شکم مون که سیر شد به گشتن ادامه دادیم  من عاشق این فارمسی های واتسون و گاردینم. از گاردین یه چیزایی خریدیم

روبروی جاسکو خیابونی هست که یه تعدادی مغازه داره. یه سر هم به اون جا زدیم و یه کم خرید کردیم. البته مهم ترین خریدمون یه چتر بود! بعدش سوار اتوبوس شدیم و اومدیم سیتی اسکوئر جوهور بهرو. دیشب هم دیر وقت بود و هم خسته بودیم. خیلی نشده بود داخلش بگردیم. جنس های خوبی داشت و قیمت ها مناسب بود. چند تا لباس خریدیم. یه دو سه ساعتی اون جا بودیم

سوار اتوبوس شدیم و اومدیم اسکودای پرد. یه مرکز خرید که با اتوبوس های اسکودای می شد رفت و در واقع سر راه بود. بارون شدیدی هم می بارید و کلی خیس شدیم. از اینجا هم چندتا لباس خریدیم. هنوز بارون می بارید. می خواستیم بریم ساحل اما واقعا نمی شد. سوار اتوبوس شدیم و برگشتیم سمت خوابگاه.

توی راه شیرین گفت می خوای بریم یه رستوران ایرانی خوب؟ من اولش یه کم با تعجب نگاهش کردم اما بعد دیدم که ما بیشتر فست فود خوردیم این روزها. بالاخره با هم رفتیم رستوران باغ انار. کاملا ایرانی و سنتی. روی تخت نشستیم و برامون نفری یه استکان آب انار آوردند. کباب و سالاد و باقالی پلو و دوغ و ... سفارش دادیم. تا غذامون حاضر بشه توی تنور برامون نون تازه پختند و با پنیر و سبزی برامون آوردند. واقعا عالی بود و خیلی هم گرون نشد. ۵۷ رینگت.

تاکسی گرفتیم و برگشتیم خوابگاه. می خواستیم فردا بریم سمت بالی و بتن. اما شب که شیرین برنامه ی درسیش رو نگاه کرد دید که پنج شنبه امتحان داره و تمام برنامه ریزی هامون به ریخت

صبح شیرین رفت دانشگاه و من هم رفتم کتابخونه. اینترنت می خواستم و باید یه کار شرکت رو انجام میدادم و ایمیل می کردم. کلاسش که تموم شد اومد و رفتیم رستوران دانشگاه نهار خوردیم. بعد برگشتیم خوابگاه و یه کم استراحت کردیم تا هوا هم خنک تر بشه.

بعد از ظهر تاکسی گرفتیم و رفتیم زون. همون فروشگاهی که توی لنگکاوی هم بود و فقط در مناطق مرزی مالزی شعبه داره. برای شیرین دوتا صندل خریدیم که خیلی خوشحال شد. کلی هم شکلات و اسمالتیز خریدیم. این چیزها توی زون مالیات بهشون تعلق نمی گیره و مثل فری شاپ فرودگاه می مونه. یه چندتا لباس هم خریدیم و یه خرید هم از واتسون داشتیم که از همون دزون خریدیم. هوا کاملا تاریک بود که رفتیم لب ساحل و یه کم قدم زدیم و چندتا عکس گرفتیم. با تاکسی برگشتیم جاسکوی تامان یو و برای شام رفتیم مک دونالد. از اون جا هم با تاکسی برگشتیم خوابگاه.

شب شیرین رو مجبور کردم یه کم درس بخونه و خودم خوابیدم!  فردا صبح هم زود بیدار شدم و کلی سر و صدا کردم تا شیرین بیدار شه و درس بخونه. ظهر رفتیم رستوران ترکی داخل دانشگاه و نهار خوردیم. تا عصر خوابگاه بودیم.

می خواستیم بریم لب ساحل اما هر چه قدر منتظر موندیم اتوبوس نیومد. ما هم خسته شدیم و رفتیم خیابون پشت جاسکو قدم زدیم. یه فروشگاه لوازم التحریر خیلی خوب اون جا بود که کلی چیز خوب ازش خریدم. مخصوصا یکی از دوست هام برای خواهر زاده اش سفارش خمیر بازی داده بود که تمام این مدت دنبالش گشته بودم و چیز خوب پیدا نکرده بودم و بالاخره این جا پیدا کردم. گشت و گذارمون که تموم شد رفتیم جاسکو. بستنی خوردیم و شام هم پک هپی میل مک دونالد رو سفارش دادیم که مال بچه هاست. خیلی خوب و به اندازه بود که هیچ نفری یه عروسک هم بهمون دادن

وقتی برگشتیم خوابگاه چمدون هامون رو بستیم که فردا بریم سمت کوالا لامپور. شیرین صبح امتحان داشت. اون رفت امتحان بده و من خوابیدم. وقتی که برگشت نهار هم خریده بود برامون عزیزم  نهار رو خوردیم و چمدون ها رو برداشتیم و رفتیم ایستگاه اتوبوس های سری پوتری. برای نیم ساعت بعدش اتوبوس بود. بلیط خریدیم و منتظر اتوبوس شدیم. دوست نداشتم که برگردم. دلم برای شیرین تنگ می شد . حس خوبی نبود!

وقتی رسیدیم کوالا لامپور سوار مترو شدیم و اومدیم کی ال سنترال. مک دونالد شام خوردیم و با مترو رفتیم خوابگاه.