ورود به بازار بورس
پول برای اکثر مردم نماد رفاه و آزادیه و اغلب فکر می کنند که در بورس پول بی زبونی ریخته که هرکسی واردش بشه با پارو جمعش میکنه. اما حقیقت اینه که وارد شدن به بازار بورس کار هرکسی نیست. عده ی زیادی هستند که نادونسته و بدون داشتن اطلاعات کافی وارد بازار سهام میشن و وقتی تمام سرمایه شون از دست رفت از بازار خارج میشن. معمولا هم علت شکست شون اینه که وقتی وارد بازار میشن منطق رو به کناری میگذارند و با احساسات شون تصمیم می گیرند چون انتظار دارند که از بازار سود کسب کنند اما وقتی ضرر می کنند اون قدر به خیال خام جبران ضرر سهام شون رو نگه می دارند تا نابود میشن. درسته که برای معامله کردن تو بازار باید ریسک پذیر بود اما ریسک کردن با حماقت کردن فرق داره. کاری که خیلی از آماتورها می کنند. معامله گرهایی تو بازار سود می کنند که معامله های خوبی انجام بدن و در نتیجه ی اون سود هم عایدشون میشه. کسایی که وسط معامله شروع به حساب کردن سود یا ضررشون می کنند تمرکز شون بر بازار رو از دست میدن و وارد فاز احساسی میشن و همین ممکنه باعث بشه که تصمیمات نادرستی بگیرند. یک معامله گر واقعی همیشه به حقیقت ها توجه می کنه و نه خیال پردازی های خودش و بر اساس اون هاست که تصمیم به خرید یا فروش سهامی در زمانی خاص میگیره. شرط بقا در بازارهای مالی اینه که در جهت درست بازار معامله کنید.
هر فرد موفقی در بازار بورس در وهله ی اول حتما میدونه که چه طوری باید احساسات خودش رو کنترل کنه و عنان غرور و طمع ناشی از سود یا ضرر رو به دست بگیره. بلده که چطور پولش رو مدیریت کنه و از ابزارهای یگانه ای برای تحلیل بازار استفاده می کنه. این ابزار ممکنه یه تحلیل گری ساده باشه یا تکنیکال یا فاندامنتال یا بر اساس حرف این و اون! آدم های موفق کسایی هستند که خودشون حواسشون به بازار هست و در مواقع لازم به شخصه تصمیم می گیرند. بازندگان بازار فکر می کنند که برنده ها به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند. شاید عده ی کمی از اون ها این طور باشند اما عده ی کثیر دیگه ای هم هستند که فقط با هوش مندی و اشراف شون به بازار پول درمیارن.
در ریاضی ما مفهومی داریم به نام بازی منصفانه یا بازی جمع صفر. در این بازی پولی که یک نفر می بازه رو یک نفر دیگه برنده میشه. یعنی مثلا ۱۰۰۰ تومن ضرر یک نفر باعث میشه ۱۰۰۰ تومن سود وارد جیب شخص برنده بشه. اما بازار سهام یک بازی جمع صفر نیست. یک بازی جمع منفیه. علتش هم اینه که مقداری از پول سهم کارگزاره. بنابراین احتمال باخت در بازار سهام بیشتر از احتمال برده. بنابراین احتمال موفقیت در این بازار سخت تر از موفقیت در بازارهای جمع صفره. توی این بازار بهتر از عموم مردم بودن کافی نیست. باید یه سر و گردن بالاتر از بقیه بود.
خیلی از آدم های آماتور با این تصور که هرچه پول بیشتری در بورس داشته باشند سود بیشتری هم به دست میارن با سرمایه ی زیاد وارد بازار میشن و چون اصول معامله رو بلد نیستند پولشون رو از دست میدن. به نظر من بهتره که افراد اول در ذهن خودشون برای یه مدتی به صورت مجازی معامله کنند و بعد وارد بازار واقعی بشن. این کار هم آسونه. کافیه یه فایل اکسل درست کنید و به صورت مجازی در هر روز تصمیم بگیرید که چه سهامی رو بخرید یا بفروشید. سهم کارگزار رو هم که حساب کنید متوجه میشید که بعد از یه زمان مشخص تصمیماتی که گرفتید سودآور بوده یا نه. وقتی به حدی که حس کردید آمادگی ورود به بورس رو دارید رسیدید اون وقت با یه سرمایه ی کم مثلا یک میلیون تومن وارد بازار بشید. اگه تونستید یک میلیون تومن تون رو بکنید دو میلیون تومن اون وقت حتما ده میلیون تومن رو هم می تونید بکنید بیست میلیون تومن. مهم رسیدن به اون درجه از تبحره. باید اون قدر خوب سرمایه تون رو مدیریت کنید که اگه چند بار هم ضرر کردید بازار به بیرون پرت تون نکنه. اگه هم چندتا ضرر کوچیک داشتید اصلا مهم نیست. مهم اینه که بدونید استراتژی تون برای خوب معامله کردن و سود کردن چیه. حتی خود آقای وارن بافت هم نمیتونه ادعا کنه که هیچ وقت ضرر نداده. اما اگه دیدید تعداد ضررهای پشت هم تون زیاد شده همه ی پول تون رو از بازار بکشید بیرون و یه مدت معامله نکنید. اولا چون ضرر کردید احتمال این که تصمیم های احساسی بگیرید زیاده و این ممکنه به ضرر تون بشه. ثانیا به خودتون فرصت یک آرامش و تحلیل دوباره ی معامله هایی که کردید رو بدید.
در بازار بورس لازمه که یه عزم جزم و اراده ی قوی داشته باشید و با خوتون عهد کنید که تا مدت طولانی تو بازار کار کنید و ازش پرت نشید بیرون. باید تا می تونید یاد بگیرید. اما حرف حرفه ای ها رو دربست قبول نکنید. حتما خودتون هم تصمیم گیر باشید. سعی کنید بازار رو خوب بشناسید و به روشی که برای معامله انتخاب می کنید تسلط پیدا کنید. برای پول درآوردن برنامه بریزید اما یادتون نره که هدف اول موندن در بازار و خوب معامله کردنه.